چه می شود

اگر روزی چيزی که می ترسم پيش آيد چه می شود؟

اگر صبحی بيدار نشوم - آرزويی مزمن از روزهايی نامعلوم-

چه می شود اگر هر که می خواهم باشد، بميرد؟

يا اگر روزی، ويران و شکسته در نکبت، مرگ را بخوانم؟

اگر حرام شوم، سقوط کنم؟

يا به پيری برسم و ببينم عمر، کلاهی به قواره خودش بر سرم گذاشته و حسرت، خوراک هر روزم شود...

چه خواهد شد اگر روزهای تنهايی، بی هيچ « تو » بگذرد؟

photo.net - Francesco Martini

يادداشت بعد تا سه شنبه فرستاده می شود.

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
farhad

سلام.وبلاگ زيابيی داری.مو فق باشيد يا حق

Forget Me Not

ای بابا! مرگ رو از آخر به اول بخونيش گرم ميشه! يه سر به من بزن!

nilgoon

:( همه چيز سرد می شود..

يه دوست

مرگ از همه چي راحت تره. من كه ديگه خسته شدم.

banoo

سلام:اينقدر منفی فکر نکنيد.مرگ آغاز زندگي است نه انتهای اون..