آهن

و هيچ چيز جذاب تر از جوش دادنشان به هم نيست.. تکه های آرام و تيز و خنک آهن! 

با نوری که چشم را می زند، و در ميان دودی سفيد که از صاعقه ای کوچک بين دو آهن بر ميخيزد.

نوک انگشتانت داغ می شود تا اينکه صاعقه قطع می شود ولی آهن هنوز در خود می سوزد، سرخ و زرد، گدازه های درخشان در هوا پراکنده می شود..

آهن، گداخته وسرخ است. حالا در آب می رود، و بخار و صدايی که تماس آهن و آب بر ميخيزد، مانند فرو مردن خشمی سرکش است.

/ 4 نظر / 6 بازدید
amir

سلاممممم..........هيچ چيز مثل جزغاله شدن ادم حال نميده مخصوصا ادمهای اهنی

بهار

سلام جالب بود منو یاد لحظات گوناگون عاشقی انداخت... موفق باشيد سری هم به من بزنيد

بزرگ

سلام ! ۸۴ خوش می گذره ؟!