اينجا کاملا متروکه شده.

اما گاهی متروكه ها هم جالبند.

تويشان سوسك پيدا می شود و كلی بوهای قديمي...

من حتی پسوردش را فراموش كرده بودم!

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
باران

مرگ باورهاي خوبم را ببين گريه هاي بي غروبم را ببين شانه هايم زير بار غم شكست شاخه هاي سبز اميدم شكست عشق ما در شيشه فرهاد بود عشق شيرين ريشه اش در باد بود

Shobeir

برگرد دوباره و رها کن /آواز خوشت در اين ميانه /برگرد و بنويس که دلمون تنگ شده!

mahtab

دوست خوبم سلام ... کارهای قشنگتان را خواندم... اگر تمايل به چاپ آثارتان داريد پيشنهاد می کنم سايت radmehrpub.com را ببينيد و آثارتان را جهت مسابقه کشوری شعر و داستان کوتاه ارسال کنيد ... موفق باشيد... مهتاب

...

مژده ای دل که مسيحا نفسی می آيد / که از الحان خوشش بوی کسی می آيد . چه خوب که برگشتی.

prs

hade aghal hala ke sar zadi, khoone tekoonı mıkardı.