سراب

آمد بالاخره.

بغض آسمان بود که ترکید یا .. نمیدانم اما آمد و شست و برد عاقبت.

من با گذر از کوچه سراب به محل کارم میرسم این روزها، بگذریم که روزها پیش نزدیک تر به آزادی بودم، خوش بودم و هر روز از رودبار هم رد می شدم، اما گهگاه از سر کوچه صبوری هم رد میشوم این روزها.

کوچه سرابم امروز بوی جنگل می داد. خوش و خنک و بارانی. نیمه تاریک بود و زوجهای جوانی در راه.. هنوز مانده تا 'کوچه های سرد شب' که در آنها 'جز خداحافظ خداحافظ صدایی نیست'..

و هنوز زنده ایم شکر خدا تا بمانیم و ببینیم هنوز، شاید که ندیده ایم هنوز همه آنچه را که باید دید..

همه خوشی حقیقی ام این روزها در یاداوری آواهای زیبایی که شنیده ام خلاصه می شود...

نه تنها این روزها البته..

/ 4 نظر / 6 بازدید
ro'yaa

delkhoshi ghashang ast,che behtar ke avaayi be jaaye nahsiye roozegaar , che behtar ke be baraan shaadi ta be saraabe baridane roozi ke hich vaght engaar shab nemishavad ...delkhoshi khode zendegist , yek lahze az biroon negahash kon , hamin ast zendegi , dele koochaki khosh be zibayihaaye koochak , intor nist hamishe dooste man?

محبوبه

پيداست هنوز شقايق نشدي ... زنداني زندان دقايق نشدي ... وقتي که مرا از دل خود مي راني ... يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي ... زرد است که لبريز حقايق شده است ...تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي ... پاييز بهاريست که عاشق شده است

دکتر مجتبی کرباسچی

ََسلام "صاحبدلان" ايستگاه " شعر و انديشه " و اين بار با : 1. ای وای ، براسیری ، کز یاد رفته باشد 2. عجب صبري خدا دارد 3.كبوترِ تنها بروزم منتظر حضور سبزتان هستم خدا يار و یا ورتان

نيما

چرا. هست.. همين است که می گويی..