برف

ناچار آمدم طبقه دوم ساختمان محل کارم. برای یک سرگرمی کاری تازه و موقتی.

یک سالن خلوت که سکوتش گاهی با پچ پچ منشی ها از پارتیشن کناری آشفته می شود. یک پنجره آلومینیومی بزرگ دارد. و امروز برف می آید.

لحظه هایی که کامپیوترم دارد فکر میکند نگاهی به بیرون می اندازم. باریدن برف. صاف یا کج باریدن، ریز و درشت شدن، کم و زیاد شدنش را.

مدتها بود فکر میکردم در چنین هوایی دلم نمیگیرد. چون آسمان ابری با برف که همراه شود زیبا و شاد است. اما مشکل از هوا نیست که آدم دلش میگیرد.

یاد آلبوم برف فرهاد با شعر نیما یوشیج:

زردها بیهوده قرمز نشدند

قرمزی رنگ نینداخته بیهده بر دیوار

صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست

گرته روشنی مرده برفی همه کارش آشوب

بر سر شیشه هر پنجره بگرفته قرار

من دلم سخت گرفته است از این میهمانخانه مهمانکش روزش تاریک...

 

همینطور دارم نگاه میکنم. کامپیوترم هنوز دارد فکر میکند. دانه های برف دیگر به سختی دیده می شوند.

زمزمه حسابدارها، صدای پاشنه کفش منشی ها، چرخ صندلی ها.

دلم به انتظار خو نمی کند.

بی قرارم.

/ 7 نظر / 16 بازدید
شیما

سلام دوست عزیز . وقت به خير. از وبلاگ خیلی خوبتون تشکر می کنم.. من هم برای اینکه سهم کوچکی در قدرتمند كردن و زیباتر شدن وبلاگ شما داشته باشم به شما توصیه می کنم سرچ باکس این موتور جستجوگر قدرتمند را كه قادر به جستجو به همه زبانها است به سایت خود اضافه کنید. خيلي سرچ باكس هاش خوشكله . راهنماي كامل هم به زبان فارسي داره. نمونه و کد این سرچ باکس را می توانید در سایت اصلی موتور جستجوگر ببینید. در صفحه دريافت كد مي توانيد بر روي Persian Help كليك كنيد و راهنماي فارسي آنرا ببينيد. http://www.glseek.com/meta_search_box.html صفحه در يافت كد http://www.glseek.com/fa-searchbox.html صفحه راهنماي فارسي http://www.glseek.com صفحه اصلي موتور جستجوگر [لبخند][لبخند]

لیلا

من هم دیروز همین حس را داشتم : من دلم سخت گرفته است ازین ...راستی یه فیلم دیگه از کیت هست که از اون هم بدتره : the reader

شاشا

میدونی که تنهایی بد ترین درد دنیا نیس و تنهای ام آدمو نمیکشه! اینو آدم هیچ وقت نمیفهمه اگرم تازه یه وقتی بفهمه ,واقعا دیگه دیر شده و تو دنیا خیای دیر شدن فاجعه س! مثه من که دیر عاشق شدم و اشتباهی عاشق شدم ولی نه!(می بینی که) تنهایی بدترین درد دنیاس و برای من انتظار واسه مزخرف ترین آدم دنیا مهمترین کاره!؟ عجیبه!!؟ ولی راسته همه چیز واسه من عجیبه آرزوی یه کم روشنی دارم

شاشا

اینا رو من میگم کسی که تمام این حرفا رو اینقده به خودش گفته که یهو وسط این دل داریا به خودش می که خفه. من فقط 27 سالمه و جالب ترش اینه که بدونی من با هر فاکتوری که بخوای تو طبقه بندی آدمای خیلی موفق طبقه بندی می شم ولی ترس نه من اون آدمو میخوام میفهمی.من اصرار می کنم بی منطق رفتار میکنم اینو میفهمم وبه خاطر برخوردم با این موضو ع غصه می خورم تو حال منو می فهمی!؟ من دیگه صدای خودمو نمیشوم من باهاش تموم کردم ولی بیشتر از هر آدمی انتظار می کشم من با این آرزو می خوابم که تغییر کنم ولی آرزوی من شنیدن صدای اونه من می خواسته این پارادوکسو بفهمی میفهمی, می دونم.

fateme

وبلاگتونو میپسندم من خودم طرفدار فرهادم :X

www.kolbedel.persianblog.ir

ملیکا

عاشقه این وبلاگو عاشقه فرهادم احساس میکنم از بالا به دنیا نگا میکنی جوونی ولی انگار صد سال زندگی کردی