بخش چهارم: خوابگاه وزرا!

اين يادداشت ادامه ماجرای روز سيزده ارديبهشت است که در يادداشت ۲۲ ارديبهشت شرح دادم. پيشنهاد می کنم اگر خواستيد اين يادداشت را بخوانيد پيش از آن يادداشتهای  ۲۲ و ۳۰ ارديبهشت و ۴ خرداد را بخوانيد.

۱.بخش اول: ۲۲ ارديبهشت

۲.بخش دوم: ۳۰ ارديبهشت

۳.بخش سوم: ۴ خرداد

***

کم کم آرامش فرّاری سراغم می آمد. ساعت حدود ۹ بود. هوا گرم بود و درب سلول باز. کاش می شد موبايلم را پس بگيرم. شايد هنوز کسی نمی دانست من کجا هستم...

در باز شد. گروه بعدی، مبهوت داخل می شوند. به خود می گويم کم کم دارد شلوغ می شود. آنکه جلوتر می آيد پسری کوتاه قد و خونسرد است. می آيد و در آستانه سلول ما روی دو پا می نشيند و وقتی ما را می بيند می فهمد داستان مشابهی داريم، اما برای اطمينان می پرسد تا از آنچه بايد پيش آيد آگاه شود. تنها شگفتی اش از اين جهت است که اينجا داشتن کارتی که از خانواده شهيد بودنش را ثابت می کند به کارش نمی آيد.

 طبيعی اما خنده دار است که اينها فکر می کنند ما خيلی بيشتر از آنها، از آنچه می گذرد آگاهيم. ما تنها دو سه ساعت زودتر آمديم.

کمی قوت قلب می گيرم. حالا انگار در خوابگاه دانشجويی هستم، که هر چه باشد از بازداشتگاه مانوس تر است. تقريبا همسن بوديم و اکثرا دانشجو.

يکی آن بيرون قدم می زد. بقيه در سلول کناری جا گرفته اند. شهرستانی است و در دانشگاه بهشتی درس می خواند. چهره ای جدی دارد. شديدا نگران باخبر شدن پدرش از ماجرا است.

حالا بايد آماده همان به اصطلاح بازجويی می شدند.

/ 6 نظر / 8 بازدید
Forutan.com

طراحي و برنامه نويسي وب سايت - تيديل وبلاگ شما به سايت - برنامه نويسي و همكاري در پروژه هاي نرم افزاري - شمارش تعداد بازديد وبلاگ شما با ثبت نام در http://sitecounter.forutan.com به همراه گزارشات از تعداد بازديدها

خاطره ي سبز

سلام ،،جالب بود ،البته وقت نکردم لينکهای قبلی رو که داده بودی بخونم ،،اما همين مطلبت هم نشوندهنده ذوق و قريحه ی نويسندگی شما داره ،سبز باشی .

علي

انواع سی دی شو آهنگ موسيقی فيلم و.....

leila

سلام از نوشته هاتون لذت بردم .... زيبا بود موفق باشی يا حق

mahnee

خيلی وقته اين جا هيچی ننوشتی ..........

بزرگ

بعدش ؟!