نوازنده دوره گرد

نوازنده دوره گرد حتی در این شب زمستان با یک آکاردئون و صدایی که درست درنمی آید به کوچه بن بست ما سرمی زند.

لباس گرم میپوشی و در یک لیوان یکبار مصرف چای میریزی و با یک بسته بیسکویت دایجستیو نصفه و نیمه و چندتا اسکناس صد تومنی میروی دم در. سایه ای میبینی از سر کوچه.

دستت را بالا میبری که تند تر بیا که تنها دشتت از این کوچه سرما زده همین مختصر چای و اسکناس صد تومنی است. تو یادت نیست که اهالی این کوچه صدای بلند و نافذ سازت را حتی نمیشنوند.

تو هم قدم زنان راه می افتی که وسط کوچه سینی را به طرفش می گیری. او چای را نخورده گرم می شود. میبینی که همان همیشگی نیست.  ساز را جمع می کند. تشکر میکند و دستکشها را در می آورد. بیسکویت ها را اول بر میدارد میگذارد روی ساز و بعد هم لیوان چای را و تند این کارها را میکند.

صدتومنی ها را می گذاری روی ساز و برمیگردی و میروی که یخش باز میشود و بلند دعایت می کند.

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
عمو داوود

يه حالی شدم داداشی.نمی دونم چراولی.........خيلی خوب نوشتيد خيلی خيلی خوب.اميدوارم باز هم به اينجا بيام و همچين مطلب جونداری رو بخونم.دوست عزيز اگر فرصتی بهتون دست داد شما هم به عمو سری بزنيد.شايد دوستهای خوبی برای هم شديم.به اميد اون روز.دوست دار هميشگی شماعمو داوود

رويا

......................... های سيب آورده ام سيب سرخ خورشيد ....

parvane

hi dear nima, I lose my calculator, do U know where it is? if yes please tell me.

رويا

بنويس اين جا خاليه و تو پر از حرف بنويس

شيدا شکيب

نيما چقدر نکته سنج اما شايد اين همه ريز ديدن لازم نباشه موضوتم کمه کليشه بود فضا سازی درمتن کمرنگ گذشته از همه اينهابنويس چرا که دلنشين ونرم ميگی