خسته ام.

تو مرا وامیداری به ناهمخوانی در جهان پی ببرم.

مرا به عمق زیبایی می کشی. اما من در حسرت غرق می شوم. این حکایت کهنه ای است و هربار که زندگی روایتش کرد بی خستگی شنیدم.

اما اینبار من خسته ام.

می گویند فراز و نشیب خاصیت زندگی است اما من پی در پی قله ها و دره ها را پیمودم.

بیزارم از دیدن قله ها و دره ها. از این خاصیت لعنتی خسته ام.

/ 2 نظر / 6 بازدید
صدای تو را ....

نبسته ای به کس دل نبسته کس به تو دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها تو

bolur

صادق هدایت چه قشنگ گفت: حال ما با دود و الکل جا نمیاید رفیق. ... زندگی کردن به عاشق ها نمیاید رفیق... روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است... . طفل حسرت نوش ما دنیا نمیاید رفیق.... دست هایت را خودت"ها"کن اگر یخ کرده اند. .. از لب معشوقه هامان "ها"نمیاید رفیق... هضم دلتنگی برای موج آسان نیست... آب دریا بی سبب بالا نمیاید رفیق... یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان... هیچکس سمت دل زیبا نمی آید رفیق. ..!