سلام

جمعه نزديک غروب است که بغضی می شکند و بغضی می ماند تا تنهايی. و لکه خونی که بر جای می ماند را هيچ کس نخواهد ديد، ولی می ماند در گوشه ای از اين خيابان.

/ 0 نظر / 6 بازدید