اولين حرف و معرفی

--------------
از اينترنت تصاوير مختلفی در ذهنم داشته ام.
آنرا گاهی به چشم يک روزنامه گاهی يک کتاب گاهی يک آلبوم عکس ... اما
تصويری از آن که برای من و شايد خيلی ها بسيار آشناست تصوير شهر بزرگی است که همه اهالی آن نقابی به چهره دارند و در زير اين چهره دروغين کرداری واقعی (و شايد بيش از حد واقعی) از آنها سر مي زند. ...
--------------
سلام
از همه اونهايی که اين ـ اولين ـ نوشته رو ميخونن ممنونم و در مورد خودم بگم که من يک دانشجو ی کامپيوتر هستم و گرچه به رشتم علاقه دارم اما علايق ديگه ای هم دارم که گرچه خيلياشون فقط علاقه هستن اما بدشون نمياد منو قطعه قطعه بين خودشون تقسيم کنن! ...
البته به موقع بيشتر توضيح ميدم.
نيما

/ 1 نظر / 10 بازدید
مانا

سلام نيما جان مسيح نوشته كه بايد دكتراي آسمون ريسمون بافي رو به شما بدن. من اين حرفشو نفهميدم. البته من خيلي از حرفاي مسيح رو نمي فهمم... قشنگ مي نويسي من هر روز ميام بهت سر مي زنم