تا آرام شود

هرکجا که می روم اين درد را با خود می برم. می دوم تا بگريزم اما هنوز هم با من است.

آن ترس مرا می خشکاند. اين نفرت مرا شکل می دهد...

بدنم را بشکاف و بيرونم بريز... فريادهای درونم را بشنو. آنها جيغ می کشند...  و درد هنوز آزارم می دهد. پس در آغوشم بگير، شايد آرام گيرد.

مثل حيوانی ولگرد که اگر يکبار سيرش کردی، ديگر با تو می ماند، پليدی هنوز در من مانده، پس در آغوشم بگير...

بشکاف اما مراقب باش که آنها افسار گسيخته اند و پر غوغا.

پليدی لکه دارم ميکند. پس بشوی تا پاک شوم...

چرا مرا انتخاب کرده ای؟ حرصت را و بيگانگيت را نمی خواهم. بدنم را می شکافم و روانه ات می کنم.

با استفاده از متن آهنگ until it sleeps متاليکا.

اين وبلاگ يکشنبه به روز خواهد شد.

/ 7 نظر / 7 بازدید
...

چرا متن را قرار ندادی؟ اما قشنگ بود.

vera

ye joori harfaye ye adame ghavi bood nima , shayad ham in hese man bood

ساحل

متن قشنگي بود، و قشنگتر از آن اينكه، متن رو با صداي خودتون دكلمه كردين ... موفق باشيد...

يه دوست

اي كاش همه متناي جديدتو با صداي خودتون خوانده بشه.... ممكنه؟

و اما من

سلام مثل هميشه عالی بود نيما جان

مسيح

سلام نيماي عزيزم. سالگرد وبلاگ‌نويسي تو، يك تبريك بيش‌تر ندارد و آن‌هم بابت قلمي‌ست كه خشك بود و حالا تر شده است... از اينكه اين‌طور شكوفا مي‌شوي حقيقتا خوشحال‌ام... ضمناً فكر مي‌كنم فرياد خيلي با جيغ فرق دارد. اين‌طور نيست؟