ناپرهيزی

همیشه این برای من عجیب بوده که چطور صدای آدمها با اینهمه تغییر از میان خط تلفن شناخته می شود و حتی می شود از شنیدن صدای کسی خوشحال شد و لذت برد، ولی به هرحال این ممکن است..

خیلی به گوشم پیرمردانه میرسد این حرف خودم، مثل خوابیدن ساعت ۹ یا ۱۰ شب می ماند، دقیقا همینجور هم هست.

مثل لغت ناپرهیزی !

مثل خود خانه نشین بودن،

مثل پیاده و آرام و از سر صبر همینطور رفتن و نگاه کردن به زمین و هوا..

بگذریم..

این یادداشت هم شاید ناپرهیزی امشب من!

/ 2 نظر / 6 بازدید
رويا

گاهی زمين آرام می ايستد به تماشا آن وقت ما اگر ندويم کسالت روزهای کند، چند برابر می شود...