زندگي

زندگی برای من، پر است از آنچه بايد انجام می دادم و ندادم. و آنچه انجام دادم اما خوب بود طور ديگری انجام می دادم. و حتی آنچه نبايد انجام می دادم و دادم!

ديگر فرقی نمی کند. من مثل حلزونم و ردی از من بجا می ماند که می ماند. بی آنکه بشود برگردم و پاکش کنم.

روح من هيچ چيز جز آرامش نمی خواهد.

چيزی گم کرده ام. اما می دانم هر روز به آن نزديکتر می شوم. و در اين نزديک شدن ـ مثل آبی که به سمت گودال می رود ـ می دانم در قاعده ها و فرمولهای خاص آفرينش محاطم. بی آنکه بدانم.

من پاره ای از طبيعتم. ولی معلوم نيست که اين اتصال چگونه است. اتصالی که هست ولی روشن و واضح نيست.

/ 3 نظر / 6 بازدید
SaRa

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت .......بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام.......سال خــرم ،فال نیکو ، مال وافر ، حال خوش......اصل ثابت ، نسل باقی ، تخت عالی ، بخت رام_________ پاینده و پیروز باشي......ســــــــــــال نـــــــو مـــــــبارک

يه دوست

در هر شرايطي هر کاری کردی بهترين کاری بوده که اون موقع ميشد انجام داد. // يوگا را دوباره شروع کردم. مباحثی بسيار زيبا را آغاز کرده که واقعا جای فکر داره، نميدونم مباحثي كه در وبلاگ گذاشتم را خواندي يا نه، اما مباحث طمع و وابستگي از مباحثي هستند كه فعاليتهاي روزانه زندگي خيلي به درد ميخورند.// درباره ديكي هم اطلاعاتي دارم. اما بيشتر روشهاي درست زندگي برام جالبه تا فعاليتهاي مابعدالطبيعه// زياد برام فرقي نميكنه كه چاكراهام باز بشن يا نه دوست دارم درست زندگي كنم.

تولدي ديگر

اين نوشته‌ات خيلی قشنگه. هر بار كه ميخوندم يه حس قشنگي بهم دست ميده.