آسمون ريسمون

 
 
 
از 12 که میگذرد روی سرازیری است.
زود میشود 1 و تا بجنبی 2 و تازه میفهمی سر کاری هست که باید بروی و قرار بود دیر نکنی.
باز هم خوب که فردا تعطیلی است.
 
 
 
قصه های کوتاه به شکل فایل MP3:
http://behzadnz.persiangig.com

 
نویسنده : نیما - ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()
 
 
 
 

این هم سهم امروز من از موسیقی:

لینک

***

به من گفتی تا که دل دریا کن،  بند گیسو وا کن
سایه‌ها با رویا، بوی گل‌ها
که بوی گل، ناله مرغ شب تشنگی‌ها بر لب
پنجه‌ها در گیسو، عطر شب‌بو
بزن غلطی اطلسی‌ها را برگ افرا در باغ رویاها
بلبلی می‌خواند سایه‌ای می‌ماند، مست و تنها ...

نگاه تو، شکوه‌ی آه تو، هرم دستان تو
گرمی جان تو، با نفس‌ها
به من گفتی تا که دل دریا کن، بند گیسو وا کن
ابر باران‌زا شب، بوی دریا
به ساحل‌ها، موج بی‌تابی را
در قدم‌های پا، در وصال رویا
گردش ماهی‌ها، بوسه ماه ...


***

محمدابراهیم جعفری



 
نویسنده : نیما - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()
 
 
 
 

این پست رو تو وبلاگ آقای اولد فشن دوست دارم:

آخرین قطار شب - صد و چهل‌ویک


 
نویسنده : نیما - ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳۸۸
comment نظرات ()