آسمون ريسمون

 
تماشای پیراهنی که به تن میسوزد
 

تماشای پیراهنی که به تن میسوزد.

چرا؟ این دیوانگی نیست؟

وقتی میدانی و انکار میکنی.

گاهی غرور مسخره ترین چیز روی زمین است

آنوقت که کمک می کند پیشانی بالا بماند اما زمین خوردن سختی در راه است

همه چیز مثل ایستادن و تماشای ساده‌لوحانه پیراهنی است که به تن شعله می کشد

وقتی ساده ترین چیزها خیلی خیلی سخت می شود.

وقتی که غرور مثل همیشه آنقدر بضاعت ندارد که تمام زردی چهره را بپوشاند و همیشه از آن زیر پیداست. پیداست که  ...

خالی بودن پیداست، فرار پیداست و پشیمانی فردا

 

شب خوش


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۸ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()