آسمون ريسمون

 
پاییز عقیم
 

پاییز، عقیم مانده

با انار و خرمالوی رسیده و میلیونها برگ آماده پوسیدن

و با چترهای خاک خورده گوشه کمد

پاییز بی باران برای من پاییز عقیم است

دلم برای باران تنگ شده

برای ابرهای تیره، آنقدر تیره که مرا از آسمان بپوشاند

و صدای باران، با اینکه از صدای ناودان و شیروانی حلبی خبری نیست

اما همان صدای خوردن قطره ها به زمین و چتر و ماشین کافی است.

فردا شنبه است

شنبه خشک و غبار آلود.

مدتها می شد از گذر روزها خسته نشده بودم.

حال و روزم مثل وقتهایی که قلبم توی گوشهایم می زند خوب می دانم

حال و روز خوبی نیست


 
نویسنده : نیما - ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٢ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()