آسمون ريسمون

 
ابر و آفتاب
 

چیزی شبیه زیبایی آفتاب هوای ابری نیست.
مثل حالا طوری که آفتاب با زحمت از ابر می گذرد
آفتابی که چشم را جور دیگری می زند
مثل آسمان مردد صبح در روزهای اول سال بین بارش و تابیدن.
رویا زیر همین آفتاب خودش را کش می دهد و نیمخیز می شود.


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ٢٠ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()
 
 
بنفشه
 

در روزهای آخر اسفند،
کوچ بنفشه های مهاجر،
زیباست.


در نیمروز روشن اسفند،
وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد،
در اطلس شمیم بهاران،
با خاک و ریشه
- میهن سیّارشان -
در جعبه های کوچک چوبی،
در گوشه ی خیابان، می آورند:
جوی هزار زمزمه در من،
می جوشد:
ای کاش...
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه ها
(در جعبه های خاک)
یک روز می توانست،
همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست.
در روشنای باران، در آفتاب پاک.
اسفند 1345

کوچ بنفشه ها از محمد رضا شفیعی کدکنی

-------------------------

این شعر، اسفند هر سال با صدای فرهاد، با آن حالت زمزمه وار در ذهنم تکرار می شود.

با همه آن تغییراتی که در متن شعر داده بود.

خدا کند با آسودگی سفرش را طی کند.


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()