آسمون ريسمون

 
رنگ برگ
 

ديروز برگ درختان چنار خيلی چشمم را می گرفت. هنوز سبز اما با لکه های زرد و قهوه ای؛ مثل برگهای نيم سوخته. هوا هنوز خنکی صبحگاهی اش را حفظ کرده بود و آفتاب کم رمق بود. همين که با دوستم دربند را پايين می آمديم که به سمت خانه برويم، دلم می خواست مدتی روی جدول کنار خيابان بنشينم و همينطور زل بزنم به درختها با آن رنگهای تازه روی پس زمينه آبی روشن آسمان.

انگار درخت وقتی برای خواب آماده می شود اطوار غريبی دارد. چيزی که نمی شود چشم از آن گرفت...


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۱ مهر ۱۳۸۳
comment نظرات ()