آسمون ريسمون

 
 
 

کاش میدیدمت باز
و میگفتم که روزگار بدون تو میگذرد
میگذرد اما هیچ نگاهی، هیچ دستی، هیچ لبی...

و نمی دانم چرا خاطره خراش و زخم مانده
بدون درد


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ٧ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()