آسمون ريسمون

 
زمان(یادداشتهای ویرایش نشده1)
 

دلم میخواهد یک کارهایی را شروع کنم
باید بگویم از زمانی که می گذرد و من چه احساس تندی دارم که چیزی بردارم یا بهتر اینکه چیزی بکارم
چیزی بکارم
از گذر زمان نگران نیستم
از چیزی که لای تار و پود وجوداست که نمیشود نگران بود
موجود خارجی تهدید کننده نیست
بستری است که رویش خوابیده ایم.
اما همیشه از دست دادن فرصت ناجور است
اگر کل زندگی یک فرصت است این یک فرصت را نمیشود از دست داد
حتی جوانی هم که گذشته باشد مجبوری دست به کار شوی
یک جایی مجبوری
فرقی ندارد کی
آدم باید خودش را راضی کند
 


 
نویسنده : نیما - ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()