آسمون ريسمون

 
بودن
 

تازگی احساس میکنم که در این خانه مقیمم.

وقتی یک روز کامل را در خانه گذراندم در میانه یک خواب کسل کننده نیمروزی تازه فهمیدم که اینجا هستم. و آخر، چهاردیواری برایم حصار شد.

من سکوت این حصار را دوست دارم. حتی صدای موسیقی هم آنرا آشفته نمی کند.

و بودن هیچکس از خالی بودن آن نمی کاهد. آنقدر بزرگ و وسیع میشود که هیچ حضوری در آن به حساب نمی آید.

چاردیواری یک جوری معلق در فضاست. یک جایی هنوز زیر ابرها. رو در روی آفتاب.

 

 

 


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۱ تیر ۱۳٩٠
comment نظرات ()