آسمون ريسمون

 
یک دنیا نوازش
 

یک وقتایی حس میکنم که من موندم و یک دنیا نوازش که نمیدونم رو تن و بدن کی خرجش کنم

و بیشمار بوسه که روی لبهام سنگین شده چون چشم و گونه و لبی نبود که یکم سبکش کنه

تنم طپش عطش داغیه که دیگه خیلی مزمن شده و هیچوقت نمیخواد آروم بگیره

دلم کویر تنی رو میخواد که ببارم روش و سبز و جوون نگهش دارم

دلم اون لبی رو میخواد که بی اون دیگه بوسه فقط یک کلمه است

دلم اون چشمی رو میخواد که لبهای من تنها، میتونه شُکر نازش رو بجا بیاره..

 


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات ()