آسمون ريسمون

 
 
 

دلم در شبی تیره و در روزی افسرده و تار

با دستانی بلند مثل شاخه های جوان درخت گیلاس در جستجوی گذر شعاع نوری باریک از آفتاب بی رمق زمستانی است

در آن هنگام زیر لب آرام شعری می خواند

خوب که گوش کنی افسانه است

قصه بلندی که شنیدنش عمرها می طلبد


 
نویسنده : نیما - ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()