آسمون ريسمون

 
زمزمه
 

روزهای عجیبی است.
در سرم زمزمه ای است که نمیشود شنید. زمزمه ای که در رگهایم جاری شده است، گاهی قلبم را می فشارد و گاهی ترجمه می شود به شادی بی دلیل و ملایم، و همراه.
مثل شادی صدای یک پیانوی کهنه کوک سرحال.


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()