آسمون ريسمون

 
 
 

ديگر هیچ چیز نمانده...
از آنکه می شناختم... هيچ باقی نمانده...
شايد در میانه، مثل لحظه تولدم... یا در آستانه ام مثل شروع حس ناشناخته مرگ.
خالی ام. ساکتم و هیچ نمی دانم.


 
نویسنده : نیما - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ٩ آبان ۱۳۸٢
comment نظرات ()