آسمون ريسمون

 
آهن
 

و هيچ چيز جذاب تر از جوش دادنشان به هم نيست.. تکه های آرام و تيز و خنک آهن! 

با نوری که چشم را می زند، و در ميان دودی سفيد که از صاعقه ای کوچک بين دو آهن بر ميخيزد.

نوک انگشتانت داغ می شود تا اينکه صاعقه قطع می شود ولی آهن هنوز در خود می سوزد، سرخ و زرد، گدازه های درخشان در هوا پراکنده می شود..

آهن، گداخته وسرخ است. حالا در آب می رود، و بخار و صدايی که تماس آهن و آب بر ميخيزد، مانند فرو مردن خشمی سرکش است.


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳۸٤
comment نظرات ()