آسمون ريسمون

 
عطر توتون سوخته
 

پاییز زیباییست. کاش بیشتر میشد نور روز را دید. کاش کلاس درس در حیاط برگزار می شد.
توتون سوخته هنوز عطر دارد.
بعد روزها
و هنوز رنگ نگاه و سخاوت دستهایت را در لحظه هایی به یاد دارم.
موهای صورتم بلند شده و امیدوارم که تو هرگز دیگر مرا نشناسی
و پاییز ما را مثل روزهای اول به یاد بیاورد. مثل روزهای قدیم.
این کوچه های کهنه پاییز که من شبها در آن قدم میزنم
هنوز به یاد تپش قلب ماست و میل سرکش ما به یکی شدن.
قسمتی از تاریخ کوچه های قدیمی که من روزها در خیالم در آنها راه می روم.



 
نویسنده : نیما - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۱ دی ۱۳٩۳
comment نظرات ()