آسمون ريسمون

 
در مترو در سفر هر روزه من در زیر زمین
 


روال جدیدی به سفرهای زیرزمینی ام اضافه شد که خواندن کتابهای کوچک است برای من که گاه و بیگاه چشمانم میان آنهمه آدم به دنبال چهره ای آشنا می گردد خواندن بهانه ای هم هست برای ترک این عادت.

و از انجا که جز دستی که کتاب را نگه میدارد و آنکه کیف را، دست دیگری نیست تا به میله بچسبد پس تمرین خوبی هم هست برای حفظ تعادل.

یک روز صبح خیلی پیش از این که خواندن کار همیشگی ام بشود یکی از همکلاسیهای قدیمی دانشگاه را دیدم آن پایین و بدون اینکه زیاد فکر کنم تصمیم گرفتم خودم را جایی دور از چشمش بگذارم و بعدها که کتابی را درباره مارسل پروست، آن پایین می خواندم فکر می کردم چرا اصولا باید آدم خودش را قایم کند و به این ایده رسیدم که دوری از تکلفات رنج آور که به جای صمیمیتهای گذشته نشسته است تنها دلیل می تواند باشد.

تنها دلیل که به جای جستجوی بیهوده در میان چهره های داخل مترو سر را داخل کتابی فرو کنی که مثلا راجع به پروست و روحیاتش نوشته است و اتفاقا همین موضوع که چرا این آدم که دوست محبوبی برای دوستانش بوده در عین حال یک جوری نسبت به دوستی ها ناامید یا بدبین هم بوده.

در هر صورت دوستی یک نیازی را در آدم برآورده میکند که هیچ راه چاره دیگری انگار ندارد.

حتی خود کتاب هم چاره ای برای آن نیست با همه ستایشی که از آن میشود به عنوان بی غش ترین دوست حتی در همین کتاب پروستی.

 


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ٢٩ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()
 
 
شب
 

روز به تندی می گذرد و شب آرامتر. ساعتهای شب گرانقیمتند و نمی شود از هیچ لحظه ای گذشت.

یادگاریهای قدیمی حتی اگر شسته شوند جای دستها و رد نگاه چشمان خسته که از آنها پاک نمی شود. می شود؟

خانه خلوت، خانه آرام، تن خسته ام را بپذیر. باز هم روز به پایان رسید و زود روز دیگری از راه می رسد.

 


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()
 
 
 
 

اینروزها دلم همش می خواهد ساعتهای روز بگذرد.

همش دلم می خواهد به خانه برگردم. به جایی که آشناتر است.

دلم می خواهد به خانه بگریزم از دست همه آنچه نمی دانم و همه آنچه می دانم اما با آن غریبه ام.

قدم بزنم هرروز زیر بارش لطیف

و خیابان خاکستری خیس خورده را با چشمان خسته و سری خالی طی کنم

"دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است"


 
نویسنده : نیما - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات ()