آسمون ريسمون

 
خندقهای اندوه
 

باید خوشحال باشم یا ناراحت که باران پاییز هیچ سالی مثل سال قبل نیست؟

این پاییز هم باران خودش را دارد و من تازگی گاهی فکر می کنم که که در این فصل و زیر این باران واقعا لذت می برم یا خودم را همیشه گول زده ام.

با این که همیشه و هنوز حتی در خیابانهای خاکستری راه رفتن زیر این باران با چتر و بی چترش کیف عجیبی دارد اما من همین امسال اندوه مخفی شده در این حال و هوا را حس کردم. با اینکه تیرگی آسمان و تاریکی همیشگی هوا آرامش خاص خودش دارد و زیبایی بینظیرش را اما خندقهای بزرگ اندوه از چشم آدم مخفی تر است و یک غفلت ساده پاییز شاد را به فصل آههای سرد تبدیل می کند.

هیچ کس به ما نمی گوید که همه چیز چه کوتاه است. چه غم و چه شادی. چه فراق و چه وصل. ما هیچ وقت به گذرایی همه چیز خو نمی گیریم با اینکه زبان هر روز این زندگی است.


 
نویسنده : نیما - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ٩ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()