آسمون ريسمون

 
 
 

هيچ چيز اين زندگی اعتبار نداره. به چهلم پدر بزرگم چيزی نمونده. درباره او نمی نويسم. چون او دليل سوت و کور بودن وبلاگم نبود. يکی دو ماه عجيبی داشتم. حالا بعد اين مدت بايد يادم بياد برای چی مينوشتم! شايد سعی کنم يه طور ديگه بنويسم. يا شايد اصلا ننويسم.

***

 

http://www.mahnee.persianblog.ir/1384_4_mahnee_archive.html#3769799


 
نویسنده : نیما - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢۸ تیر ۱۳۸٤
comment نظرات ()